۱۳۹۰ مهر ۱۵, جمعه

رؤياهاي صادقه راهي براي شناخت ماوراءالطبيعه

ما يا خودمان خوابهايي ديده ايم كه دلالت بر امور مخفي،حل مشكلات علمي،يا وقوع حوادثي در آينده داشته يا در دور وبر خودمان افرادي را مي شناسيم كه روياهاي صادقه مي بينند آيا اين روياها با بينش مادي قابل تفسيرند؟دانشمندان تجربي براي رؤياحقيقتي قائل نيستند ولي بعضي از روانشناسان كه درباره رويا تحقيقاتي انجام داده اند بر عليه دسته اول به خوابهايي كه پرده از امور پنهان بر ميدارد يا از حوادث آينده خبر مي دهد  به طوري كه نمي توان آنها راحمل بر تصادف واتفاق كرد استدلال نموده اند.اين خوابها را مخصوصا خوابهاي صريحي كه احتياج به تعبير ندارد نمي توان اتفاقي دانست.
كسي كه خواب مي بيند كه در فلان روز فلان جريان واقع خواهد شدودر موقع معين هم واقع ميشود نمي توان گفت روح او با حادثه اي كه هنوز وجود نيافته ارتباط پيدا كرده است زيرا ارتباط وجودي بين وجود ومعدوم محال است وهمچنين كسي كه خواب ميبيند كه در فلان مكان، ظرفي چنين وچنان دفن است ويافلان مقدار سكه طلا ونقره در آن موجود است وبعد از بيدار شدن به سراغ آنها ميرود وزمين را حفر ميكند وظرف را با همان خصوصيات مي يابد نمي توان گفت كه روح او با آن ظرف اتصال داشته زيرا اتصال روح با امور مادي از راه حواس صورت مي گيرد وظرفي كه با فاصله اي در زير خاك قرار گرفته، قابل درك حسي نيست از اين نظر گفته اند كه ارتباط روح با اين گونه حوادث واشيا از راه اتصال به علل واسباب آنهاست.
روح انسان به واسطه تجردش با عوامل فوق طبيعت سنخيت دارد و در موقع خواب كه اشتغال به ادراكات حسي ندارد طبعا به عالمي كه با آن سنخيت دارد برميگرددوبر حسب استعدادش حقايقي از آن عالم را مشاهده مي كند وهر روحي بنا به درجه اي از كمال كه از آن برخوردار است قدرت درك مجردات را دارد .
اين خوابها دو نوعند:خواب صريح كه روح خواب بيننده تصرفي در مشاهدات خود نكرده واحتياج به تعبير نداردوخواب غير صريح كه نفس در آنچه ديده تصرفاتي كرده واز اين جهت به تعبير وباز گرداندن صورت ذهني او به صورت حقيقي واولي دارد مانند تعبير نور به علم ظلمت به جهل وحيرت
 





۱۳۹۰ مهر ۲, شنبه

آيا قرآن كريم به حركت زمين اشاره كرده است؟
 
در مورد حركت زمين به آيات زيادي استناد شده است يكي از آنها:
وتري الجبال تحسبها جامدة وهي تمر مر السحاب نمل/88
و ميبيني كوهها را وگمان مي كني كه ايستاده اند در حالي كه آنها مانند ابر در حركتند
مسلما حركت كوهها بدون حركت زمينهاي ديگر كه به آنها متصل است معنا ندارد و به اين ترتيب معناي ايه چنين مي شود:زمين به سرعت حركت مي كند همچون حركت ابرها ،طبق محاسبات دانشمندان امروز،سرعت سير حركت زمين به دور خود در هر دقيقه 30كيلومتر وسير آن ذر حركت انتقالي از اين هم بيشتر است وبه هر حال آيه فوق از معجزات علمي قرآن است زيرا حركت زمين توسط گاليله ايتاليايي وكپر نيك لهستاني در حدود قرن هفده ميلادي كشف شد در حالي كه قرآن حدود هزار سال قبل از آن سخن گفته است.
فاعتبرو يا اولولابصار

۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه

بخشهايي از خطبه سي و دو نهج البلاغه

در اين روز گاران مردم چهار گروهند:
- گروهي اگر دست به فساد نمي زنند،براي اين است كه روحشان ناتوان،شمشيرشان كندوامكانات مالي در اختيار  ندارند
- گروه ديگرآناني كه شمشير كشيده وشر وفسادشان را اشكار كرده اند، لشگرهاي پياده وسواره خود را گرد اورده وخود آماده كشتار ديگرانند،دين را براي به دست آوردن مال دنيا تباه كردند كه يا رئيس و فرمانده گروهي شوند يا به منبري رفته خطبه بخوانند.چه بد تجارتي كه دنيا را بهاي جان خود بداني وبا آنچه در دست خداست معاوضه نمايي.
- گروهي ديگر،با اعمال آخرت دنيا را مي طلبند وبا اعمال دنيا در پي كسب مقامهاي معنوي آخرت نيستند وخود را كوچك ومتواضع جلوه مي دهند ،گامها را ريا كارانه وكوتاه  بر مي دارند ، دامن خود را جمع كرده خود را همانند مومنان واقعي مي آرايند وپوشش الهي را وسيله نفاق و دورويي ودنيا طلبي خود قرار ميدهند 
- برخي ديگر، با پستي وذلت فقدان امكانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند كه خود را به زيور قناعت آراسته ولباس زاهدان را پوشيده اند .اينان هرگز در هيچ زماني از شب و روز ف از زاهدان راستين نبوده اند.