ما يا خودمان خوابهايي ديده ايم كه دلالت بر امور
مخفي،حل مشكلات علمي،يا وقوع حوادثي در آينده داشته يا در دور وبر
خودمان افرادي را مي شناسيم كه روياهاي صادقه مي بينند آيا اين روياها با
بينش مادي قابل تفسيرند؟دانشمندان تجربي براي رؤياحقيقتي
قائل نيستند ولي بعضي از روانشناسان كه درباره رويا تحقيقاتي انجام
داده اند بر عليه دسته اول به خوابهايي كه پرده از امور پنهان بر ميدارد
يا از حوادث آينده خبر مي دهد به طوري كه نمي توان آنها راحمل بر تصادف واتفاق
كرد استدلال نموده اند.اين خوابها را مخصوصا خوابهاي صريحي كه احتياج
به تعبير ندارد نمي توان اتفاقي دانست.
كسي كه خواب مي بيند كه در فلان روز فلان جريان
واقع خواهد شدودر موقع معين هم واقع ميشود نمي توان گفت روح او
با حادثه اي كه هنوز وجود نيافته ارتباط پيدا كرده است زيرا ارتباط وجودي
بين وجود ومعدوم محال است وهمچنين كسي كه خواب ميبيند كه در فلان مكان، ظرفي
چنين وچنان دفن است ويافلان مقدار سكه طلا ونقره در آن موجود است وبعد
از بيدار شدن به سراغ آنها ميرود وزمين را حفر ميكند وظرف را با همان
خصوصيات مي يابد نمي توان گفت كه روح او با آن ظرف اتصال داشته زيرا اتصال روح
با امور مادي از راه حواس صورت مي گيرد وظرفي كه با فاصله اي در زير خاك
قرار گرفته، قابل درك حسي نيست از اين نظر گفته اند كه ارتباط روح با اين
گونه حوادث واشيا از راه اتصال به علل واسباب آنهاست.
روح انسان به واسطه تجردش با عوامل فوق طبيعت
سنخيت دارد و در موقع خواب كه اشتغال به ادراكات حسي ندارد طبعا به
عالمي كه با آن سنخيت دارد برميگرددوبر حسب استعدادش حقايقي از آن
عالم را مشاهده مي كند وهر روحي بنا به درجه اي از كمال كه از آن برخوردار است
قدرت درك مجردات را دارد .
اين خوابها دو نوعند:خواب صريح كه روح خواب
بيننده تصرفي در مشاهدات خود نكرده واحتياج به تعبير نداردوخواب غير صريح كه
نفس در آنچه ديده تصرفاتي كرده واز اين جهت به تعبير وباز گرداندن صورت
ذهني او به صورت حقيقي واولي دارد مانند تعبير نور به علم ظلمت به جهل وحيرت.